مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
88
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اى مردم كوفه ، اى اهل نيرنگ و بى وفايى و خودخواهى . ما خاندانى هستيم كه خدا ما را به شما و شما را به وسيلهء ما مورد امتحان قرار داد . آزمايش ما را نيكو قرار داد و دانش و فهم را نزد ما نهاد . ما جايگاه دانش و محل فهم و حكمت او هستيم . و بر بندگان خدا در شهرهاى زمين حجت هسيتم . خدا ما را به كرامت خويش گرامى داشت و به وسيلهء پيامبرش بر بسيارى از آفريدگان ، آشكارا برترى بخشيد . ولى شما ما را تكذيب كرديد و در حق ما ناسپاسى نموديد . كشتن ما را جايز شمرديد و اموال ما را به غارت برديد . همانطور كه ديروز جدّ ما را كشتيد « 1 » و به خاطر كينههاى ديرينه ، خون ما اهل بيت از شمشيرتان مىچكد . از اين كردار زشت ، چشمهاى شما روشن و دلهايتان شادمان گرديد . اين افترايى بود كه بر خدا بستيد و نيرنگى بود كه زديد ، خداوند بهترين تدبير كنندگان است . اما از ريختن خون و غارت اموال ، خوشحال نباشيد . مصايب بزرگ و صدمههاى عظيمى كه به ما رسيده سرنوشتى بود كه پيش از رسيدن به ما در كتاب خدا رقم خورده
--> ( 1 ) . چنان كه از عبارت « همانطور كه ديروز جد ما را كشتيد » برمىآيد ، اين فاطمه دختر امام حسين ( ع ) است و جدّ او امير المؤمنين ( ع ) مىباشد . اما اطلاق صغرا يا كبرى بر وى در كتابهاى مورخان پيشين ديده نمىشود . ولى در كتابهاى مورخان متأخر به چشم مىخورد . مانند خوارزمى ، ابن نما ، ابن طاووس ، علامهء مجلسى . شيخ مفيد او را در شمار دختران حسين ( ع ) آورده اما به بزرگ يا كوچك مقيدش نكرده است . در بسيارى از كتابهاى تراجم نيز چنين است . براى مثال در كتاب تهذيب الكمال ، شمارهء 7901 آمده است : « فاطمه بنت الحسين بن على بن ابى طالب ، قرشى ، هاشمى ، مدنى ، خواهر على بن الحسين ، زين العابدين ، مادرش ام اسحاق ، دختر طلحة بن عبيد اللّه است . پسر عمويش حسن بن حسن او را به همسرى گرفت ؛ و او عبد اللّه ، ابراهيم ، حسن و زينب را برايش به دنيا آورد . . . » ابن حبّان او را از ثقهها بر شمرده و گويد : در حدود نود سالگى وفات يافت . ( ر . ك . كتاب الثقات ، ج 5 ، 301 ) . اما مشهور اين است كه امام حسين ( ع ) دخترى به نام فاطمه صغرى داشت كه چون بيمار بود و توان حركت نداشت او را در مدينه گذاشت و با خود به كربلا نبرد ، ولى منابع معتبر اين را تأييد نمىكنند . بلى ، خوارزمى داستان كلاغى را نقل مىكند كه پس از شهادت امام ( ع ) آمد و پر و بالش را به خون آن حضرت آغشته كرد . پس از آن پرواز كرد و در مدينه روى ديوار خانهء فاطمه صغرى ، دختر امام حسين ( ع ) نشست . فاطمه نگاهى به او انداخت و گريست . » ( ر . ك . مقتل الحسين ( ع ) ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 92 ) . مرحوم قاضى به نقل از صاحب كتاب مطالب السؤول نوشته است كه امام حسين ( ع ) دختر ديگرى داشت كه نامش را ذكر نكردهاند . اگر چنين چيزى درست باشد ، او همان فاطمه است كه در مدينه باقى ماند . ( ر . ك . تحقيق دربارهء اول اربعين سيد الشهدا ( ع ) ، ص 290 .